معرفی آرش حیدرنژاد

من آرش حیدرنژاد هستم؛ متولد آذرشهر، ریشه‌دار در خاک آذربایجان، و امروز ساکن شیراز؛ شهری که الهام‌های زیادی از آن گرفته‌ام. با این حال، پیوند من با تبریز همچنان زنده است و هر بار که به آن بازمی‌گردم، انگار بخشی از وجودم دوباره احیا می‌شود.

آغاز یک رویا

شوق هنر از همان کودکی در من زاده شد؛ روزی که در اول ابتدایی روی صحنه‌ی یک تیاتر طنز در شیرامین، سالن کودکستان ایستادم. آن لحظه، چیزی فراتر از یک بازی کودکانه بود؛ جرقه‌ای که درونم روشن شد و بعدها به آتشی بزرگ در زندگی هنری‌ام بدل گشت.

تجربه‌های بازیگری و فیلم‌سازی

هنر سینما برای من فقط تصویر نیست، زندگی دوم است. از همان قدم‌های اول، در کنار بازیگری، نویسندگی و کارگردانی را نیز تجربه کردم تا جهان درونی‌ام را بی‌واسطه‌تر به تصویر بکشم.

آرش حیدرنژاد

از آثار شاخصی که در آن‌ها حضور داشته‌ام می‌توان به این موارد اشاره کرد:

  • تله‌فیلم رفاقت | کارگردان: احمدرضا احمدیان، تهیه‌کننده: علی‌محمد طلایی (پخش از تلویزیون و در دسترس در پلتفرم «طلا نما»)
  • اجرای تیتراژ پایانی با صدای من و آهنگسازی میلاد قامتی
  • فیلم کوتاه انسان‌ها | نویسنده، کارگردان و تهیه‌کننده: علی‌محمد طلایی
  • فیلم نفیس | نویسندگی، کارگردانی و بازی: خودم | تهیه‌کننده: ساناز خلیفه
  • این اثر به جشنواره‌ی نیجریه و چندین جشنواره داخلی راه یافت
  • فیلم رها | نویسندگی، کارگردانی و بازی: خودم | تهیه‌کننده: ساناز خلیفه

سبک و نگاه هنری

من به همه‌ی ژانرها علاقه‌مندم، اما معمایی و جنایی برایم جایگاه ویژه‌ای دارد. این ژانرها بیش از هر چیز با روح من پیوند دارند، چون همیشه در زندگی به دنبال کشف رازها و لایه‌های پنهان حقیقت بوده‌ام. اگرچه تحصیلات آکادمیک رسمی در بازیگری نداشته‌ام، اما در کنار اساتید و در جریان پیش‌تولید فیلم‌ها، تجربه‌هایی آموخته‌ام که هیچ کلاس درسی نمی‌توانست به من بدهد. برای من، تجربه، بزرگ‌ترین استاد هنر است.

موسیقی؛ صدای درون من

موسیقی برای من زبانی است که گاهی از کلمات هم صادق‌تر و عمیق‌تر حرف می‌زند. نخستین آهنگم در سال ۱۳۹۲ با نام عشق پاییزی منتشر شد و از همان روز تا امروز، موسیقی بخش جدانشدنی زندگی‌ام بوده است. از آثار موسیقایی من می‌توان به این قطعات اشاره کرد: عشق پاییزی آناهیتا تو رو می‌خوام جدایی آسمان (تیتراژ فیلم رفاقت)

سبک موسیقی

علاقه‌ی اصلی من پاپ و تلفیقی است؛ سبکی که هم روایت‌گر احساسات شخصی‌ام است و هم پلی میان دنیای سنتی و مدرن موسیقی. همکاری‌ها ترانه‌هایی از خانم سولماز کرامتی آهنگسازی اشکان چنگیزی (استودیو هنر ضبط برتر – شیراز) آهنگسازی میلاد قامتی (قطعه آسمان) آهنگسازی حسن حقیری (قطعه جدایی)

فلسفه‌ی من در هنر برای من، هنر یک انتخاب نبود؛ یک ضرورت بود. هنری که از کودکی در من جوانه زد، امروز به درختی تبدیل شده که شاخه‌هایش در بازیگری، نویسندگی، کارگردانی و موسیقی گسترده شده است. هر فیلم، هر ترانه و هر اثری که خلق می‌کنم، تلاشی است برای برقراری یک گفت‌وگوی عمیق با مخاطب؛ گفت‌وگویی که شاید در هیچ جای دیگر نتوان آن را تجربه کرد. من باور دارم که:

بازیگری یعنی زندگی کردن زندگی‌های متفاوت

موسیقی یعنی شنیدن صدای قلب

نویسندگی و کارگردانی یعنی آفرینش جهانی که در خیال زیسته‌ای

برای من، هنر یک مقصد نیست؛ یک سفر بی‌پایان است. سفری که می‌خواهم تا آخرین روز ادامه بدهم و در هر گام، چیزی تازه برای گفتن و ساختن داشته باشم.